الفيض الكاشاني
اللئالي 101
مجموعة رسائل
از آن جمله آن كه : غذاى روح است ، چنان كه طيبات مأكوله غذاى جسم ، وهمچنان كه غذاى طيّب جسماني تقويم بدن اصحّا مىكند نه مريض ؛ چه بيمار از اغذيه طيبه متضرّر مىشود وبسا باشد كه باعث هلاك أو شود ، همچنين غذاى طيب روحاني كه علم است تقويم أرواح أصحاء النفوس مىكند نه مريض النفس . پس طالب علم اوّلًا بايد كه ذات خود را از امراض روحاني وهواجس نفساني تنقيه كند ، بعد از آن متعرض تحصيل علم شود ، واين قوم أكثر ورأى آن جهالت وخبث سريرت كه نفوس ايشان مبتلا مىباشد به أنواع امراض نفساني واخلاق شيطانى بي تنقيه سرّ وتهذيب نفس مشغول به تناول غذاى روح كه عبارت از علم است مىشوند ، هر آينه به تراكم آن امراض مبتلا مىباشند . شست وشويى كن وآن كه به خرابات خرام * تا نگردد ز تو اين دير خراب آلوده ديگر آن كه : بيشتر آنان كه دعوى علم ودانش مىكنند از فضيلت علم عارىاند ، بلكه اقتصار بر تعلم اصطلاحات اين قوم نمودهاند وسخن ايشان را به تقليد حفظ كرده بىاعمال بصيرت در آن ، ودر نفس الأمر جهّالند ونزد عوام وجهّال علما . پس في الحقيقة حسد در اين قوم نيست ، بلكه در مشبّهات به ايشان است : « يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَهُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ » « 1 » ، با آن كه علم شريفترين صنعتى است وحسد به اندازه شرافت وفضيلت صنعت مىباشد ؛ پس در كساني كه قدر آن دانسته واز آن عارىاند بايد كه بيشتر باشد ، وأهل حسد اين طايفه از آن كسانند نه از علما ، واز ميراث أنبيا در ايشان بهره نيست : « وَلا يُنَبِّئُكَ مِثْلُ خَبِيرٍ » « 2 » . هذا آخر الكلام في كتاب اللئالي المستخرجة من الكلمات المكنونة ، وهي إحدى وأربعون كلمة أخرجها على يدي عقداً منظوماً بعد ما كان سرّها عند أهلها مختوماً ، جعل اللَّه قبور
--> ( 1 ) - الروم : 7 . ( 2 ) - فاطر : 14 .